مرمت87
مرمت آثار وبناهای تاریخی 
قالب وبلاگ

 

باستانشناسی نشان می دهد از هشت هزار سال قبل از ميلاد گل و فرايندهای پخت آن مورد شناسايی انسان قرار گرفته است.با اين حال تنها در هزاره دوم قبل از ميلاد، ذوب شيشه بر سطح سفالينه ها و ساخت آجرهای لعاب دار حادث شد. اين آجر ها در شکل تکاملی خود به عنوان کاشی شناخته شدند و در تمام دوران پس از کشف آن، به عنوان مهم ترين ماده تزينی در بنا و همچنين در ظروف سفالی بکار رفتند.


استفاده ازآجر لعاب دار در ستون های معبد العبيد در بين النهرين مربوط به نيمه دوم هزاره دوم قبل از ميلاد نشانگر اولين کاربرد هنر کاشيکاری در معماری است. پس از آن اولين تزئينات آجر های لعابدار ومنقوش را در ديواره های کاخ های آشور و بابل(در دروازه ايشتار) می توان مشاهده کرد.
”آجر های لعاب دار آشوری به روش های مختلف استفاده می شد.همانند کاشی،لعاب بر روی قسمت مربع و فقط يک قسمت آجر زده می شد و به شکل قالبی يا لعابدار بود.نمونه های آن از سده 9 ق.م تصاويری از ارابه ران ها و نمرود و ملازمانش را نشان می دهد“[2]


دروازه ايشتار(بازسازی شده)بابل،حدود 575 قبل از ميلاد(موزه دولتی برلين)[3]


شيری از مسير رژه روندگان ,بابل,حدود 575 ق.م.آجر لعابی,بلندی حدود105 سانتی متر.موزه لوور, پاريس.



قديمی ترين نمونه های بکارگيری از آجر لعابدار در تمدن ايران  را بايد مقارن با تاريخ استفاده از آن در بين النهرين دانست.وجود آثاری مربوط به تمدن بوکان وزيويه و حسنلو نشانگر آشنايی ايرانيان با لعاب های رنگين است که آن را بر روی آجر های قطور نشانده اند.
در کاوشهای باستانشناسی چغازنبيل مربوط به دوره ميانی تمدن ايلام آجرهای لعاب دار با نقوش ساده به رنگ های سفيد،مشکی،قرمز،سبز و آبی کشف شد که گوياي بکارگيری اين نوع از تزين در معماری کهن ايران است؛ علاوه بر اين ،موزائيک سازی به موازات هنر ساخت خشت های رنگين از کنار هم قرار دادن سنگ های الوان و ريز، بر اساس طرحها و نقوش بسيار زيبايی پديد آمد.
نمونه زيبای آن جام موزائيکی متعلق به هزاره اول ق.م است که از مارليک به دست آمده است.
هخامنشيان  نيزشناخت کافی از فن ايجاد لعاب های تزئينی بر سطح آجرهای لعابدار رنگين و منقوش و ترکيب آنها داشتنند.بدنه ساختمان های شوش و تخت جمشيد با چنين تلفيقی آرايش شده است .
در اين دوره بيشتر رنگ های سبز-زرد و قهوه ای با نقوش انسانی و حيوانی بکار برده شد.




              

آجر لعابدار,سرباز ايرانی,شوش,قرن 5 ق.م.موزه برلين[4]


”آجرهای لعابدار آشوری و بابلی از خاک رس ساخته می شدند ولی نمونه های هخامنشی 539 ق.م با استفاده از توده های کوارتز زبر،مشابه خميرسنگ يا گل سفالگری سده 6 کاشان ساخته می شدند.“[5]
معماری اشکانی تاحدود زيادی ناشناخته مانده و نمونه ای از بکارگيری آجرهای لعابداراز آن دوره باقی نمانده است؛ با اين حال استفاده از لعاب يکرنگ برای پوشش جدار داخلی و خارجی ظرف های سفالين واستفاده از قشر ضخيمی از لعاب بر روی تابوت های سفالی به رنگ های(سبز روشن،آبی و فيروزه يی) گويای آگاهی و پيشرفت لعاب سازی در اين دوره است.
عده ای از محققان معتقدند صنعت لعاب سازی ايران دراين دوره به خاور دور و چين راه يافت و سفالگران سلسله هان 206 قبل از ميلاد از اين فنون برای پوشش ظروف سفالين استفاده می کردند.
کاشی های دوره ساسانی شباهت زيادی با آنچه از دوره هخامنشی بر جا مانده دارند ولی لعابهای آنها ضخيم تر است. در اين دوره هنر موزائيک سازی هم متداول شد.در موزائيک های فيروزآباد و بيشاپور شاهد روشی هستيم که در دوره اسلامی به صورت کاشی معرق متجلی شد.
از دوره ساسانی نقوشی از چند ضلعی های پراکنده بر روی سفالينه های لعابدار باقی مانده که صد ها سال بعد ، به خصوص در دوره صفويه جمع آوری شدند و بايک قاعده کلی به نام گره کشی معروف شدند.


موزائيک,بانوی ساسانی,بيشاپور,قرن 3 ميلادی,موزه ايران باستان[6]

 

 

”بسياری از محققان بر اين عقيده اند که ايران اولين کشوری است که از کاشيکاری به عنوان دو عامل(آرايش و استحکام بخشی به بنا)بهره گرفته است.در ادوار اسلامی بناهای بسياری مانند مساجد،مدارس،مقابر،کاخ ها ،حمام ها و حتی پل ها به يکی از انواع کاشی تزئين گرديد و تقريبا از اواخر قرن چهارم هجری به بعد کمتر بنايی را می توان يافت که با کاشی آرايش نشده باشد.“[7]

”از آغاز و نحوه پوشش آجرهای تزئينی با لعاب يکرنگ،به علت محدوديت و پاره يی از موارد  عدم انجام کاوش های باستانشناسی درسرزمين ها و شهرهای متعلق به اوايل دوره اسلامی اطلاعات دقيقی دردست نيست،ولی بر اساس آثار پراکنده به جای مانده از معماری ايران، چنين به نظر می رسد که از دوره سلجوقيان هنرمندان به رموز ساخت آجرهای لعابدار آشنا بوده اند، همچنين پاره هايِِي از منابع اوليه و تاريخی حکايت از آن دارد که در اوايل دوره اسلامی بناها با نوعی کاشی آراسته شده اند.“[8]


ازاولين نمونه کاشی های لعابدار اوليه يکرنگ ،می توان از دو قطعه کاشی باقی مانده از يک کتيبه متعلق به موزه ايران باستان ياد کرد ،که از يکی از شهرهای دوره اسلامی به نام ”جرجان“ به دست آمده است.




کاشی فيروزه ای رنگ،جرجان،قرن پنجم هجری،موزه ايران باستان[9]

وجود معادن سيليس و اکسيد های فلزی مانند اکسيد مس،کبالت و... در مناطق مختلف از جمله کاشان،کرمان ،همدان،خراسان و ری موجب شد اين ماده در کاشی فراگير شود.
در ابتدا کاشی را به صورت تلفيقی ،همراه با گچ و آجر بکار می بردند  که از نمونه های زيبای آن مناره مسعود غزنوی است.استادان درآغازدوره اسلامی، رنگ فيروزه ايی را که رنگی آرامش بخش است بر ديگر رنگها ترجيح می دادند. ديگر نمونه های زيبای کاشی يک رنگ، در مسجد جامع قزوين،مناره مسجد سين،کنبد کبود مراغه،برج های خرقان، مسجد ملک زوزن ،برج رادکان،مسجد جامع گناباد بر جای مانده است.

”شهريار عدل در تحقيق و بررسيهايی که در مسجد دامغان به عمل آورده ،کتيبه کاشی مناره مسجد دامغان به تاريخ 450 ه.ق را کهن ترين نمونه بازمانده،از کاربرد کاشی در معماری می
شناسد.“[10]



در هنر و معماری عهد سلجوقيان محور اصلی تزئين بنا بر آجر کاری و تزئينات گچی بود و تنها در اواخر اين دوره نمونه هايِی از آجرهای لعابدارفيروزه ای در يک بنای مذهبی در جرجان  باقی مانده، که شايد بتوان آنها را از نمونه های اوليه کاشی معرق دانست.

”در کاوش های جرجان،در يک بنای مذهبی متعلق به قرن چهارم و پنجم، صدها قطعه آجر تراش دار که دارای لعاب فيروزه ايی بوده، بدست آمده است.همچنين در بين کاشی های مکشوفه تعدادی  کاشی کتيبه ای با نوشته کوفی شامل سوره های قرآن به رنگ فيروزه ای مشاهده شده است “[11]
شايد بتوان نمونه های بدست آمده از جرجان را از اولين کاشی های معرق دانست که با گچ بری توام هستند.هنرمندان دوره تيموری نقش مهمی در توسعه کاشی کاری معرق بخصوص در شرق ايران داشتند.
 از اين تاريخ به بعد کاشی نقش پررنگ تری در تزئين بناها دارد.به خصوص در دوره ايلخانان مغول کارگاه های بسياری تاسيس شد؛ به طوری که در کاشان هنرمندان به عالی ترين درجه در
ساخت لعاب وساخت لعاب زرين فام دست يافتند.

”توسعه تدريجی ساخت کاشی زرين فام و استفاده ازآن در معماری به ويژه در بناهای مذهبی از اواخر دوره سلجوقيان آغاز گرديد و در دوره های خوارزمشاهيان و به خصوص ايلخانان به اوج ترقی رسيد و تحول چشمگيری در آن به وجود آمد.“[12]

در دوره ايلخانی بود که کاشی برای پوشش سطوح داخلی بناها نيز بکارگرفته شد،نمونه بسيار زيبای آن گنبد سلطانيه است.

”در تزئين بنا و پيکره ساختمان ،که از آجر وکاشی ساخته شده،گنبد از بيرون  پوشش يکپارچه از کاشی فيروزه ايی انجام داد و اطراف گنبد را خط کوفی با کاشی لاجوردی و فيروزه ايی پوشانيده.تزئينات داخل بنا با خط نفيس تر اجرا شده اند.در اين نقوش از گره کشی و معقلی(خط بنايی)و ديگر طرح ها استفاده شده است... ”[13]


در حفاری های تخت سليمان که در سده( 6 هجری)بدست جانشينان هلاکوخان ساخته شد؛ کاشيهايی به شکل ستاره و چهار سلی با نقوش گياهی و جانورانی با رنگ ها فيروزه ايِی يافت شدند.
علاوه برآن تعداد زيادی کاشی، از نوع يک رنگ و زرين فام بدست آمده که برای آرايش کاخ آباقاخان، حکمران مغولی که بر ويرانه های تخت سليمان بنا گرديده؛ بکار رفته بودند.

برجسته کاری روی کاشی های اين دوره رواج داشت و علاوه بر رنگ آبی و فيروزه ايي رنگ های ديگری چون زرد،نيلی،قهوه ايي،سياه و سفيد نيز در کاشی ها ديده می شود.در اين دوره بيشتر شاهد اشکال انسانی و حيوانی و گياهی وگاه هندسی همراه  با نگارش احاديث،ضرب المثل ها و اشعارهستيم.
از ديگر نقوش رايج، نقش اژدها بر روی کاشی های مستطيل شکل است که به صورت برجسته و در کاشی های کوکبی شش ضلعی و هشت ضلعی به شکلی ساده، به چشم می خورد.


کاشی زرين فام به تاريخ  محرم 705 هجری


مجموعه کاشی های يکرنگ و زرين فام،تخت سليمان،آذربايجان غربیدوره ايلخانی،قرن 7
 ه.ق[14]

”در قرن هفتم هجری قمری،کاشيگران هنرمند با الهام از گرايش های مذهبی،زيباترين کاشی های محرابی را ساختند.کارگاه ههای کاشيگری معروف اين دوره که به خصوص در شهر کاشان احداث شده در توسعه اين هنر سهم بسزايی داشتند...“[15]
بسياری از کاشی های اين دوره توسط خاندان هنرمند محمد بن ابی طاهر ساخته شد و زينت بخش بناها گرديد.
مانند کاشيهای زرين فام حرم حضرت رضا (612ه.ق).
قديمی ترين نمونه کاشی زرين فام موجود کاشی حرم حضرت معصومه است؛که دارای خطوطی برجسته بوده و با رنگ های مختلف تزئین شده است و امضای ابی طاهر و تاريخ602 ه.ق بر روی آن قرار دارد.

علاوه بر کاشان،سلطانيه،جرجان وساوه از ديگر مراکزساخت کاشی زرين فام در اين دوره بوده اند.
در مورد منشا ساخت ظروف زرين فام اختلاف نظر وجود دارد .گروهی مصر و گروهی ايران يا عراق را به عنوان اولين مراکز ساخت اين ظروف معرفی کرده اند.

 


 کاشی زرين فام،قرن 7ه.ق.موزه ايران باستان

 


کاشی با نقش اژدها.دوره ايلخانی[16]


از قرن هفتم به بعد زمانی که  ساخت لعاب های الوان به مرحله پيشرفته ای رسيد ،شاهد تلفيق زيبای آجر و کاشی های رنگارنگ  مانند لاجوردی،سفيد،آبی و سبز هستيم ؛مانند مسجد جامع اشترجان و مسجد جامع ورامين.اين طرح ها و نقوش تابع قواعد خاصی هستند .به طور کلی طراحان در ابتدا زمينه  نقش را به دست آورده و بعد به وسيله سطوح مربع،مستطيل،دايره و ديگر اشکال منظم، آن را شکل می دادند.

”از کاشی سازان معروف عهد سلجوقی و ايلخانی که نام وکارگاه های آنان در کاشيهای متفاوت ثبت گرديده ،می توان از ابوزيد،ابوطاهر،جمال نقاش،سيدرکن الدين و محمد بن ابن الحسن المقری ياد کرد.“[17]


 هنرمندان کاشی ساز کاشان زمانی هم با نقاشان به صورت مشترک به ساخت کاشی زرين فام پرداختند.مانند ابوزيد نقاش که با محمد بن ابی طاهر همکاری داشت.
متاسفانه راز و رمز کاشيگاری و سفالگری مانند ديگر هنر های سنتی تنها سينه به سينه و به اعضا خانواده منتقل می شده وبه همين خاطر دليل و مدرکی و يا نوشته ای از قواعد علمی و هندسی بر جا نمانده است.
در اواخر دوره ايلخانيان وآغاز دوره تيموريان شيوه جديد و بسيار زيبای معرق نمايان شد؛ معادل اروپايی معرق، واژه موزائيک است.کاشی معرق امکان ساخت تزئيناتی در نهايت زيبايی و ظرافت را فراهم کرد.لعاب مورد استفاده در کاشی های اين دوره بيشتر به رنگ های لاجوردی،فيروزه ايی،مشکی و سفيد است که نمونه آن در مسجد جامع نطنزو مسجد جامع يزد و کرمان بکار رفته است.



 (مسجد جامع يزد)

 

در دوره تيموری کاشيکاری در شرق ايرا ن به خصوص در هرات و سمرقند و بخارا به درجه والائي از زيبايی رسيد .ازنمونه های بسيار زيبای آثار اين دوره در ايران که با آرايش کاشی معرق همراه است ؛مسجد گوهر شاد(821 ه.ق) مدرسه غياثيه خرگرد(848ه.ق)مسجد مولانا(848 ه.ق) و مسجد کبود تبريز(870ه.ق)را می توان نام برد.

حدود قرن 7و8 خط وارد کاشی کاری شد و هنری نو به وجود آمد؛اين خط به نام خط بنّايي شهرت دارد.
در دوره تيموريان انواع کتيبه سازی با خطوط گوناگون از کاشی به صورت معرق،هفت رنگ و يا تلفيق کاشی و آجر ساخته شد.


 


        
کاشی معرق،مسجد کبود تبريز،870 ه.ق[18]

 

 


 کاشی معرق مقبره شيخ صفی الدين اردبيلی،دوره صفويه،قرن 10-11 ه.ق[19]

 

 

 

 

 

 

 

 

در دوره صفوی استفاده از کاشی“خشتی“يا هفت رنگ در تزئين بناها متداول شد.اين شيوه در عهد باستان نيز بر روی بدنه های ضخيم بکار می رفت ولی در اين دوره بر روی بدنه های بسيار ظريف و با کيفيت بالا قرار گرفت ؛ نمونه های بسيار زيبای تزيينات با کاشی هفت رنگ در مسجد شيخ لطف ا... و مسجد شاه و مسجد سيد وجود دارد.
در اين دوره شاهد تحولی در طرح ها نيز هستيم؛ ماننداستفاده از خطوط پيچيده و کتيبه هايی با خط ثلث ونسخ ، نقوش اسليمی و نقوش هندسی.
اين شيوه از نظر اقتصادی هزينه کمتری داشت و نياز به زمان کمتر .از طرفی  کاشی کاران از محدوديت اشکال هندسی رهايی يافته و مناظر مختلف را بر روی خشت های پخته کشيده و به شکل کاشی در آوردند.
اين شيوه از اواخر دوره تيموری معمول شد و تا دوره قاجار ادامه داشت.
جهانگردانی که در قرون 10 و 11 به ايران آمده اند از شهرهای اصفهان،شيراز،کرمان و مشهد  به عنوان مراکز ساخت کاشی ياد کرده اند.

 




   


 

 

 

 

 

”رنگ هايي که در کاشيکاری های دوره شاه عباس بکار رفته اند عبارتند از لاجوردی وفيروزه ای به مقدار زياد و همچنين سفيد،زرد،سبز و سياه به مقدار کم،و نيز در مقياسی باز هم کمتر.در زمان جانشينان شاه عباس،يعنی در عصر شاه سليمان،در گزينش رنگ ها تغيير محسوس پديد آمد.شاخ و برگ به تزئين بناها راه يافت و رنگ هايی که در زمان شاه عباس کمتر به کار می رفت مورد توجه بيشتر قرار گرفت و کاربردشان رايج شد. ” [20]
از دوران شاه سلیمان رنگ زرد وارد کاشی شد.افول رنگ از لحاظ زیبایی شناسی ایرانی نیز از همین دوره آغاز می شود.
در دوره زنديه ايده های نو وارد کاشی شد و نقوشی با چهره های انسانی و داستان های حماسی
موضوع نقاشی کاشی سازان قرار گرفت.

”...کاشی کاری از شکل سنتی  وپيشين خود خارج شد و ساختن صحنه های حماسی(رستم و سهراب) و مجالس عاشقانه(شيرين و فرهار،يوسف و زليخا)و پيکر نماهای شخصيت های مهم و تصاوير تاريخی(بهرام گور)و سان و رژه بر صفحه کاشی متداول شد.هنر کاشی کاری در اين سالها دچار رکود شد ،و نتنها پيشرفتی نيافت بلکه،افول هم کرد. ”[21]

 


(نارنجستان شيراز)

کاربری کاشی کاری هفت رنگ تا دوره قاجار ادامه يافت ولی متاسفانه به جز در چند مورد استثنائی مانند مسجد سپه سالار و مسجد امام سمنان و مسجد شاه قزوين ،شاهد سير نزولی در کميت و کيفيت کاشيکاری هستيم.
علاوه بر اين در دوره قاجار نقوشی که روايت کننده داستان و يا حکايت های حماسی هستند، مانند کاشی کاری های برجا مانده در کاخ گلستان و عمارت مسعوديه و مسجد سپه سالارو تکيه معاون الملک در کرمانشاه، رواج داشت.


نمونه ديگر، کاشی لعاب دار با نقوش برجسته بود که نمونه آن در خانه وثوق الوله و خانه امام جمعه وجود دارد.
 ”برای ساخت کاشی تراش و گره سازی آجری تا زمان زنديان از ملات پايدار گير چارو(گير به معنای گچ در اين ملات به جای آب، شير آهک((دوغاب آهک،خاک رس خالص،شکر سنگ و گچ نيم پخته نيمکوب را می آميزند و ملات را می سازند))بهره گيری می شد . باتاسف از زمان قاجاريان،ملات گچ بکار رفت که چون سست بود تکه های کاشی يا آجر از کار زود کنده می شد.“[22]


   
          تکيه معاون الملک کرمانشاه                                 حمام ابراهيم خان کرمان.نيمه دوم قرن13             



 

 

 

 

 

 

 




کاشی:
قطعه ايی است که بدنه آن از گل يا خشتِ پخته است و روی آن را لعاب پوشانده.قابليت آمودی دارد و عايق خوبی در برابر رطوبت و حرارت است.از نظرمواد تشکيل دهنده بدنه بر دو صورت است:


1-گلی

 2-جسمی 

گلی:
اين نوع، بيشتر برای کاشی های هفت رنگ و زير رنگ استفاده می شود و ماده تشکيل دهنده آن خاک لای است که از رسوبات رودخانه بدست می آيد؛برای تهيه آن سه روش بکار می گرفته اند:
1-خاک رس را به شکل آبخوره در می آورند و پس از اينکه آبخوره را از آب پرکردند ،12 ساعت آنرا به حال خود می گذارند تا دانه ها به خوبی خيس بخورند وپس از آن گل را ورز می دهند تا به خمير گل بدست آيد.
2-خاک رس را با آسياب نرم می کنند و نرمه را با آب مخلوط می کنند و ورز می دهند .
3-خاک رس را در آب حل می کنند و به شکل آب گل آلود وارد حوضچه هايی می کنند تا دانه های شن آن ته نشين شوند؛خاک رس مرغوب در بالای دانه های شنی باقی می ماند آنگاه دوغاب را از الک عبور می دهند.
اگر دانه های شنی در خاک رس باقی بمانند آسيب زيادی وارد می کنند؛چون اگر اين دانه ها آهکی باشند به هنگام تراش و نصب کاشی در اثر جذب آب يا رطوبت دگرگون می شوند و باعث آلوئک زدن و شکستن کاشی خواهند شد.اگر دانه های شن ،آهکی هم نباشند در خمير گل به صورت کلوخه باقی می مانند و به هنگام تراش دادن آسيب می رسانند و کاشی را شکننده می کنند.

پس از آماده سازی گل طی مراحل مختلف وپالايش خاک از مواد اضافی و افزودن اندکی خاکستر کاه و يا چوب(بسيار ريز و الک شده) ،گل را در قالب خشت زنی ميريزند.قالب مکعب مستطيل شکل است و ضخامت ديواره آن حدود 2سانتی متر است که بر روی صفحه ايی فلزی نصب شده است. پس از جاگير شدن خمير گل  با فشار و ضربه ، با تکه سيم نازکی گل اضافی را از روی قالب می برند و خشت را در محلی در مجاورت هوا بر می گردانند، وپس از دونم شدن خشت  با روش تقه ايی؛آنرا روی صفحه ايی به طريقی افقی قرار می دهند و صفحه ای از فلز رويش می گذارند و با وزنه ضرباتی روی صفحه وارد می کنند تا خشت دونم کوبيده شود . پس ازبرگرداندن قالب بر روی سطحی صاف و دونم شدن خشت، آنرا به حالت عمودی و به صورتی که تکيه گاهی در پشت داشته باشد می گذارند تا خشک شود.

در گذشته خشتی که از قالب در می آوردند زائده هايی از خمير گل داشت که به آن ناخنک می گفتند و از بين بردن آن واکوب کردن نام داشت؛ با کمک تخته ای صاف  به اطراف خشت  پيش از خشک شدن می زدند و ناخنک از بين می رفت.امروزه به جای واکوب کردن از قالب هايی 2-3 ميلی متر بزرگ تر استفاده می کنندوبعد از قالب گيری و دونم شدن خشت با صفحه ايی فلزی که چهارگوش و به اندازه مطلوب است روی خشت می گذارند و با تيغه فلزی اطراف آنرا مي برند.
در مرحله بعد سطحی را که بايد به لعاب آغشته شود با سنگ سمباده يا سنگ ديگری که بتواند زائده ها را بر طرف کنند ساب می دهند.
اگر در روی خشت سوراخ هايی ديده شود گل رابا کارد و يا انگشت سبابه داخل سوراخ می کنند،به اين سوراخ ها کرمو می گويند.
گل بايد به آرامی خشک شود و در مسير هوای تند و خشک قرار نگيرد در غير اين صورت ممکن است تاب بر دارد.

پس از خشک شدن بدنه کاشی،زمان پخت اول خشت ها است.چون درجه پخت لعاب ها کمتر از درجه پخت بدنه است،در اين مرحله خشت کاملا پخته می شود ودر مرحله لعاب زنی ديگر به دمای بالا نياز ندارد.در صورتی که پخت لعاب و بدنه در يک مرحله انجام گيرد حرارت زياد لعاب را می جوشاند و تخريب می کند.

در گل رسی که برای کاشی سازی آماده می کنند 5-6 درصد خاکستر کاه يا چوب مخلوط می کنند اين خاکستر از قدرت چسبندگی خاک می کاهد و خمير گل پخته شده را سست می سازد به طوری که خشت پخته شده در مقابل ضربات نرم تر و تراش آن آسان تر می شود.
به طور کلی کاشی گلی ، نسبت به کاشی جسمی مقاومت زیادی ندارد و نمی توان روی خشت آن لعاب داد.

 

کاشی جسمی:
خمير آن مخلوطی است از نرمه سنگ،نرمه شيشه و گل سرشور.بيشتر برای ساخت کاشی معرق ياآجر های لعابدار و کاشی های نره در پوشش گنبد بکار می رود.
برای تهيه آن، سنگ چخماق يا ريگ رودخانه يی را به صورت دانه های 1-0/6 ميلی متری در می آورند و پس از آسياب کردن آنرا به شکل دوغاب وارد حوضچه هايی می کنند. گل ولای در ته حوضچه ته نشين می شود و آب آنرا خارج می کنند.گل سفت شده را در مقابل آفتاب می گذارند تا خشک شود و دوباره آسياب می کنند و به شکل نرمه سنگ در می آورند؛از طرف ديگر شيشه را آسياب کرده و به صورت نرمه در می آورند و گل سر شور را با آب مخلوط مي کنند و دوغاب را از الک عبور می دهند تا گل خالص بدست آيد.
نرمه سنگ را با شيشه به نسبت 40 به 60 درصد مخلوط و با دوغاب گل سرشور به هم می آميزند تا خمير بدست آيد ؛خمير را خشت زده و می گذارند تا خشک شود. ( نسبت 40 به 60 یک نسبت عام است که تغییر می کند.مثلا اگر مقدار شيشه زیاد تر شود؛برش آن سخت تر شده ولی دوام آن بالا می رود.)
اگر نرمه شيشه بيش از حد مناسب باشد کاشی سخت تر و تيشه خور آن مشکل می شود.
نسبت اختلاط گل سرشور با نرمه سنگ و نرمه شيشه به ميزانی است که خمير گل برای خشت زنی آماده شود.
برای سخت تر شدن کاشی جسمی،براده مس آسياب شده را به خمير اضافه می کنند و همچنين درجه حرارت کوره را زيادتر از حد معمول می کنند.

 

تفاوت های کاشی گلی و جسمی:
کاشی گلی در مقابل تيشه و سوهان سخت تر و مناسب و مقرون به صرفه تر است ولی در برابر يخ بندان دوام کمتری دارد واگر يخ ببندد لعاب آن پولک می کند و از روی کاشی جدا می شود.
در مورد کاشی های جسمی چون جنس خشت و لعاب تقريبا يکی است لعاب را بهتر به خود جذب می کنند . بعلت وجود ذرات شيشه و سنگ چخماق خلل و فرجی دارد که به آن لانه زنبوری می گويند؛همين سوراخ ها باعث افزايش مقاومت کاشی در مقابل يخ بندان می شود.
اين کاشی برای کاشی تراش نرم تر است و می توان در کارهای ظريف و ريز آنرا بکاربرد.
همانطور که گفتيم کاشی جسمی به دليل دارا بودن سليس اين امکان را ايجاد می کند که قبل از به کوره رفتن به آن لعاب داد ولی در کاشی گلی اول بايد خشت به کوره برود و سپس لعاب بخورد.

 از طرف ديگرقطر کاشی گلی بيشتر است 5-6 سانتی متر که گاه به 10  هم می رسد.به دليل مقاوم بودن کاشی های جسمی آنها را در پوشش گنبد ها بکار می گيرند.


 

 

لعاب(Glaze)

لايه نازک  سيليکاتي و شيشه گونه ای است که سطوح بدنه های سراميکی را پوشانده و به وسيله ذوب مواد معدنی در سطح، يا به وسيله پخت بدنه در حضور بخارات قليليی به وجود می آيد.
هدف از لعاب زدن بدنه زيبا تر نمودن وتنوع بخشيدن به سطوح وافزايش مقاومت شيميايی و مکانيکی و غير قابل نفوذ نمودن بدنه های متخلخل می باشد.
اکثر لعاب ها از سه جزاصلی تشکيل شده اند:سيليس,آلومين و يک ماده کمک ذوب همراه با اکسيد های فلزی که برای ايجاد رنگ اضافه می شوند.

ازآنجايی که  لعاب جزئی از انواع شيشه است ابتدا در مورد ساختمان شيشه بحث می کنيم.
شيشه ماده ای است غيرکريستالی و شفاف و نيمه شفاف که ماده اصلی تشکيل دهنده آن سيليس است.سيليس 60%قشر زمين را تشکيل می دهد و ماده ای سخت و بادوام است که کمتر تحت تاثير تغيرات شيميايی قرار می گيرد؛ سيليس در مجاورت حرارت ذوب می شود و به شکل مايعی روان وبی رنگ درميايد و پس از سرد شدن شيشه ای وبدون بلور خواهد شد.
چون نقطه ذوب سيليس در حدود1710  درجه  است برای پاين آوردن آن از کمک ذوب ها مانند کربنات دو سود و آهک استفاده می کنند.موادی که نقطه ذوب سيليس را پايين می آورند فلاکس می نامند.
مقدار زياد سيليس در مواد اوليه لعاب نقطه ذوب را بالا می برد ودر عين حال موجب افزايش مقاومت شيميايی و مکانيکی لعاب خواهد شد .همچنين وجود سيليس باعث کاهش ضريب انبساط حرارتی و افزايش ويسکوزيته لعاب می گردد.گرچه سيليس به تنهايی قادر به تشکيل شيشه است؛ ولی لعاب سيليس به تنهايی کيفيت لازم برای تشکيل لعاب بر روی کاشی را ندارد و نياز به مواد افزايشی دارد.


غلظت لعاب بايد هنگام ذوب شدن از شيشه بيشتر باشد تا روان نشود و حالت سيال نداشته باشد به اين دليل از اکسيد ها استفاده می کنند.
آلومينا (اکسيد آلومينيوم) اکسيدی است که مقدار آن در لعاب بسيار ناچيز است ولی وجود آن اهميت بسزايی دارد زيرا به لعاب غلظت می دهد و از متبلور شدن آن جلوگيری می کند و در عين حال دوام و سختی لعاب را نيز زياد می کند.اگر لعابی آلومينا نداشته باشد در موقع سرد شدن کدر می شود. مي توان آلومینا را از طريق فلدسپات،خاک چينی و گرانيت و رس تامين کرد.

فريت سازی
ازآنجايی که گروهی ازاکسيد ها در لعاب قرار دارندو به خاطر حلاليت در آب جذب بدنه می شوند ابتدا مواد تشکيل دهنده لعاب را می پزند تا به صورت نامحلول درآب درآيند؛به اين ترکيب پخته شده فريت می گويند.
منظور از لعاب فريت لعاب هايی هستند که دارای فريت می باشند يعنی موادی که ابتدا ذوب و به يک باره سرد ميشوند تا بر اثر شوک حرارتی ذرات لعاب به تکه های شيشه ای بدل شوند.
با افزودن اکسيد های رنگ کننده،لعاب را به رنگ های گوناگون در می آورند.
منظور از فريت به تنهايی؛ شيشه ای است که حين ساخته شدن در آب سرد شده است.

 

به طورکلی لعاب ترکيبی از مواد طبيعی مانند سنگ چخماق،فلدسپات،کائولن و مواد شيميايی است.
سنگ چخماق به رنگ خاکستری يا سياه و يا قهوه ای در طبيعت وجود دارد.
کائولن يا خاک چينی تامين کننده آلومينا و سيليس است .کائولن در آب به شکل غير محلول است در واقع يک فريت طبيعی است و باعث می شود ذرات لعاب به حالت معلق باقی بمانند.
رس دو نقش عمده دارد:
1-تامين کننده مهم آلومينای مورد نياز
2-کمک به تعليق دوغاب و کنترل و بهبود خواص دوغاب
مقدار گل مصرفی در لعاب نبايد از 22% تجاوز کند در غير اين صورت ممکن است گل اضافه باعث خراب شدن لعاب گردد.


چسب ها و عوامل سوسپانسيون:
برای نگهداری مواد موجود در دوغاب به صورت معلق وپايدارمقدار و نوع رس مصرفی و فرم فيزيکی اجزا نقش بسيار مهمی دارندوبهترين مواد برای تعليق و چسبندگی مناسب مواد آلی پلاستيکی هستند؛ مانند صمغ ها، ژلاتين،سفيده تخم مرغ،گلوکز...صمغ های معمول در صنعت عبارتند از صمغ عربی،دکسترين و ژلاتين.


لعاب انواع گوناگون دارد مانند:
لعاب قليليی،لعاب سربی ،لعاب فريت،لعاب قازمغازی،لعاب زرين فام ...
درلعاب قليايی موادی مانند سديم ،پتاسيم،ليتيم به عنوان فلاکس به کار می روند.
خواص اين لعاب:
شيشه ای بودن آن-نرم بودن و قابل تراشيدن-ميل ِ به ترک خوردن-ايجاد رنگ های درخشان با اضافه کردن اکسيد ها.


اکسيد مس در لعاب های قليايی رنگ فيروزه ای به وجود مي آورد.فيروزه ای مصری هم از اين نوع است.لعاب قليايی همراه با اکسيد منگنز انواع بنفش را می دهد.
از آنجايی که اين لعاب اغلب با بدنه سازش ندارد و ترک می خورد؛ بايد ترکيبات گل را به ترکيبات لعاب نزديک کرد.اين لعاب ها هم می توانند شفاف باشند و هم مات.

لعاب سربی هزار سال پيش از ميلاد بکاربرده شد.اکسيد سرب در 886 درجه ذوب می شود وقشری لعاب مانند پديد می آورد ولی بسيار نرم است از اين رو آنرا با سيليس ذوب می کنند .اين لعاب ها شفاف هستند و برای مات کردن آن از اکسيد باريم استفاده می کنند.می توان با اين لعاب ها رنگ های خالصی ساخت.برای مثال همراه با اکسيد مس رنگ سبزرا  ايجاد می کنند.
سرب  ماده ای سمی است به علاوه به مرور زمان تجزيه می شود؛ که این موارد، از معايب اين لعاب هستند.
لعاب سربی را می توان به طور خام هم بکار برد.زيرا اکسيد سرب و به خصوص کربنات سرب (سفيداب)باعث می شود پيش از کوره رفتن به صورت قشر سختی باقی بماندو هنگام جا به جا کردن زخمی نشود.اگر مقدار کربنات سرب زياد باشد هنگام لعاب زدن و پيش از کوره رفتن لعاب ترک بر می دارد که می توان با افزودن مقداری چسب آن را بر طرف کرد.
اين لعاب ها بايد با هوا در تماس باشند چون اکسيد سرب در صورت وجود دود در کوره احيا می شود و به صورت سرب خالص در می آيد.وجود حباب در روی لعاب که نشانگر جوشيدن لعاب است گاهی مربوط به دودزدگی می شود.مگر اينکه به صورت فريت باشد دراين شکل کمتر در معرض دودزدگی قرار می گيرد.


لعاب های مات و شفاف:
با افزودن اکسيد هايی مانند اکسيد روی،کلسيم،باريم،منيزيم و يا آلومينيوم به لعاب های شفاف ،می توان آنرا به لعاب مات تبديل کرد.
معمولا برای مات کردن از دو اکسيد قلع و اکسيد زيرکانيم استفاده می کنند.اين دو ماده در لعاب حل نمی شوند و به صورت معلق باقی می مانند. 

مقدار اکسيد قلع در لعاب حدود 5 درصد است که با افزودن 2 تا3 درصد آن می توان لعاب را نيمه شفاف کرد.
زيرکانيم در لعاب ها يی که کُرم دارند بسيار مناسب است؛ چون اگر اين لعاب ها را به وسيله اکسيد قلع مات کنيم ،تغيير رنگ می دهند.


علت مات بودن لعاب ها:


1-حرارت کم
2-افزايش مقدار آلومينا
3-افزايش مقدار کلسيم با منيزيم
4-افزايش مقدار سيليس
5-افزودن اکسيد باريم.


اکسيد های رنگ کننده:
اکسيد آهن:
رنگ خرمائی ايجاد می کند وهر قدر ميزانش بيشتر شود رنگ تيره تر خواهد شد ،البته رنگ آن در لعاب های قليايی و سربی کمی متفاوت است.
اگر در لعاب اکسيد روی وجود داشته باشد با اکسيد آهن رنگ خفه ای به وجود می آورد.در لعاب های زرد،آبی ،سبز که از اکسيد وناديم و کبالت و مس به وجود می آيند،اگر مقداری از اين اکسيد اضافه شود،رنگ همه را تغيير داده و به خاکستری متمايل می کند.
گاهی 2-3 درصد از اکسيد آهن را برای سيال کردن لعاب به کار می برند.چون يک فلاکس قوی بشمار می آيد.

اکسيد مس :
اکسيد مس در لعابهای سربی رنگ سبز به وجود ميآورد و در لعاب های قليايي رنگ فيروزه ای.گاه از کربنات مس برای ايجاد اکسيد مس استفاده می کنند.با افزايش اکسيد مس رنگ لعاب سبز تر خواهد شد.اين اکسيد برای لعاب ظروف غذا خوری زيان آور است ،چون سرب درآن حل می شود.


 

 

 

اکسيد کرم:
از اکسيد ها يي است که رنگ های متنوعی می دهد و بستگی به ديگر ترکيبات موجود در لعاب دارد.در لعاب هايي که اکسيد روی ندارند وسرب آنها کم است يک نوع سبز به وجود می آورند.در لعابهای سربی که مقدار آلومينای آن کم است در حرارت 950 درجه رنگ قرمز يا نارنجی و در لعابهای سربی که مقدار کمی سود دارند؛مقدار کمی از آن زرد روشنی به وجود می آورد.
در لعاب هايی که اکسيد روی دارند رنگ قهوه ايي به وجود خواهد آمد.
رنگ قهوه ای برای زير رنگی، از مخلوط کرم و اکسيد روی به دست می آيد.
اگر اکسيد کرم به لعابی که مقداری اکسيد قلع دارد اضافه شود؛ قهوه ای متمايل به قرمز ايجاد می کند و اگر با کبالت مصرف شود در حرارت 1250 درجه سبز آبی خوشرنگی به وجود می آورد.

اکسيد منگنز:
اين اکسيد نسبت به کبالت و مس ،رنگ کننده ضعيفی است و در لعابهای سربی و قليايي رنگ قهوه ای متمايل به بنفش به وجود می آورد وترکيب آن با اکسيد آهن رنگ زيبايي به وجود می آورد.
ترکيب آن با اکسيد کبالت،بنفش متمايل به قهوه ای خواهد شد.

اکسيد نيکل:
اگر مقدار آن کم باشد(کمتر از 1 درصد)در تمام لعاب ها، رنگ خاکستری به وجود می آورد ولی اگر مقدار آن
به 2 درصد برسد به قهوه ای متمايل می شود.
ماده دير گدازی است و بيشتر باعث مات شدن رنگ می شود.


اکسيد واناديم:
رنگ زرد را به وجود می آورد.مقدار آن بايد 8-10 درصد باشد.

روتايل:
سنگ معدنی است که مقدار زيادی اکسيد تيتانيوم دارد.در لعاب، رنگ قهوه ای به وجود می آورد و بيشتر برای تکسچر دادن به لعاب استفاده می شود.
علاوه بر اين لعاب را مات می کند؛ ولی در لعاب های سربی عمل آن زياد موثر نيست.
 و در لعاب هايي که اکسيد کبالت ،آهن،مس و کرم دارند رنگ خاکستری و خال خال به وجود می آورد.

ايل مينات:
سنگ معدنی است که آهن و تيتانيم دارد.رنگ آن مانند اکسيد های سياه آهن است و باعث ايجاد تکسچر در سطح لعاب می شود.
کرُمات آهن:
برای ايجاد رنگ های خاکستری به کار می رود و از رنگ ها يي است که باعث تغيير ساير رنگ ها می شود.


اکسيد اورانيوم:
مقدار 10 درصد آن رنگ زرد ايجاد می کند ولی در لعاب هايي که سرب زياد دارند رنگ قرمز به وجود می آورد.
کادميم و سلينيم:
در لعاب رنگ قرمز به وجود مي آورد و بيشتر به صورت سولفيد مصرف می شوند.
آنتی موآن:
در لعاب های سربی اکسيد آن، رنگ زرد به وجود می آورد.

روش لعاب سازی در ايران:
مواد اوليه آن فلاکس بود و کوارتز يا سنگ چخماق.


از فلاکس های رايج در ايران اکسيد سرب  و قليا و بوراکس را می توان نام برد. برای ساختن اکسيد سرب، سرب را در ظروف نسبتا کم عمقی حرارت می دادند و با ميله ای فلزی به هم می زدند.پس از مدتی پودر نرمی که اکسيد سرب ناميده می شد باقی می ماند.
نوع ديگر فلاکس تنه کار يا بوراکس بود؛تنه کار همان پودری است که در آهنگری وجوش کاربيت، از آن استفاده می کنند.

در گذشته از لعابهای قليايی بسياری استفاده می شد.اين لعابها  مخلوطی بود از شيشه قليايی،سيليس خام،بلور يا شيشه خرده.
شيشه قليايی(سنگ شيشه يا سنگ آتش خوار يا کريا) از خاکستر بوته گياهی به نام اشنون (=اشنو) که در شوره زار می رويد بدست می آيد. ابتدا بوته گياه را می سوزانند به طوری که شعله ور نشود،خاکستر آن که به شکل ماده ای مذاب است، پس از سرد شدن به شکل سنگ سياهی در می آيد که آنرا نرم و خرد می کنند.


مواد اوليه لعاب هايِی که در کاشی کاری بکار می برند معمولا مخلوطی است از سرب و قلع همراه با اکسيد های فلز.
مانند رنگ فيروزه ايی که مخلوطی از سرب،قلع،سنگ چخماق،بلور وبراده مس است .
 برای رنگ های خانواده زرد(زرد خيلی کمرنگ،ليموئی،گل بهی،قهوه ای ،شکلاتی) از روی سوخته يا آنتيموان استفاده می شد.

برای رنگ های خانواده سرخ(صورتی،قرمز،ارغوانی،آب اناری و...) مخلوط گوگرد و جيوه(شنگرف) استفاده می شد.

رنگ های خانواده سبز: بر حسب نوع رنگ ،آبی و زرد را می آميختند.گاه از کات کبود و زنگار هم استفاده می شد.
رنگ های قهوه ای سوخته سياه را از آب سرب و سفيدآب سرب و روی و قلع می گرفتند.
 
رنگ سفيد:از گل سفيد يا ”لاو“ استفاده می شد از اين روی به آنها رنگ های لاوی می گفتند.
آنرااز سفيداب سرب و سفيداب روی و مخلوط آنها(سفيد آب پنبه رو) درست می کردند.

رنگ سفيد در ترکيب بسياری از رنگ ها به منظور کم رنگ کردن بکار برده می شد.

لعاب زرين فام:
زرين فام ماده ايست که با آن بر روی ظروف لعابی نقاشی می کنند.اين مايع پس از پخت به قشر نازک فلزی تبديل می شود.به دو صورت انجام می شود:
1-در شرايط اکسيداسيون
2-در شرايط احيا
در زرين فام نوع اول ،با نمک های فلزی بر لعاب قليايي نقاشی ميکنند.در نوع دوم که به وسيله ايرانيان به کمال رسيد،از سولفات مس(کات کبود)و نيترات نقره(سنگ جهنم) و کلريد طلا و نيترات بيسموت و گاه هم از کربنات مس و کربنات نقره استفاده می کنند.
ترکيبات مس، رنگ قرمز مسی،طلائی روشن يا عنابی روشن به وجود می آورند وترکيبات نقره؛بيشتر رنگ زرد يا عاجی و با ترکيبات بيسموت،رنگ های قوس و قزحی.

يک قسمت از مواد بالا را به همراه سه قسمت گل اخرا و کمی صمغ عربی را مخلوط می کنند و می سايند .
بسياری از زرين فام های قديم ايران را بر روی لعاب قلیايي شفافی که در زير آن دوغاب سفيد رنگ کشيده می شد اجرا می کردند.
می توان رنگ های زرين فام را با لعاب مخلوط نموده و در شرايط دود زدگی پخت.

روش های اعمال لعاب:
1-روش تر:سوسپانسيونی از مواد جامد در آب يا سيال خاصی می باشد که روی بدنه اعمال می شود.
2-روش پودر: در اين روش ذرات پودر لعاب خشک را بر بدنه ای که کمی مرطوب است اعمال می کنند و يا بدنه را در پودر می غلتانند.
3- روش گاز: جسم را در معرض اتمسفری حاوی بخارات لعاب مورد نظر و مواد فرار قرار می دهند.مانند لعاب های نمک که لعاب به صورت بخارات نمک طعام می باشد.
روش متداول و مقرون به صرفه که در مقياس وسيع به کار مي برند روش اول است که به چهار صورت اعمال می شود:
غوطه وری-اسپری کردن-ريختن-به روش نقاشی.

اگر هنگام تهيه لعاب رنگی ،زمانی که به لعاب عامل رنگی اضافه می شود وبا هم در آسياب مخلوط می کنند؛ اگر زمان آسياب کردن کم باشد و عامل رنگ کننده کاملا آسياب نشود؛ رنگ يکنواختی نخواهيم داشت علاوه بر آن اگر قسمتی بيشتر لعاب زده شود و قسمتی کمتر پس از پخت مناطقی که لعاب بيشتر دارند پر رنگ تر خواهند شد.

 

 

 

 

کوره های کاشی پزی:
کوره استوانه ای است که قطر دهنه آن 1-2 متر است. بالای آن گنبدی شکل است و سوراخی در وسط آن وجود دارد.استاد فن، پخت کاشی را از همين سوراخ تشخيص می دهد و حرارت را تنظيم می کند.گاه سوراخ را با صفحه ايی از گل يا فلز می پوشانند ودر مواقع لازم آنرا بر می دارند؛آتش از پايين وارد کوره می شود و ديواره های آن از آجر يا گل نسوز است.کوره دو شکل دارد:
1-کوره عمودی

2) کوره مطبّق  
کوره عمودی که ديِواره آن صاف است وخشت را به حالت عمودی روی هم می چينند و به آن پخت آيينه ای هم می گويند.در اين کوره تعداد کمی خشت جا می شود وبيشتر در پخت کاشی هفت رنگ و سراميک سازی کاربرد دارد.

چون آتش مستقيم به روی کاشی در محل لعاب می رسد؛ زود می پزد ولی اگر لعاب زيادتر از معمول باشد در موقع حرارت دادن شرّه می کند و روی کاشی پايينی می ريزد.

در ديواره کوره های مطبق فرو رفتگی هايی تعبيه شده و می توان تعداد زيادی خشت در آن جا داد.اگر لعاب بيش از حد لازم باشد شره نمی کند و از طرفی مقدار حرارتی که به کاشی می رسد چند برابر کوره آيينه ای است.

                                                               

        

پلان ومقطع کوره آينه ای و مطبق

 

 

 

در مرحله پخته شدن ابتدا تمام آب باقی مانده تبخير می شود.خارج شدن سريع آب می تواند موجب ترکيدن آن گردد.در حين پخت،مواد آلی کربنی و سولفات ها اکسيد می شوند.اين عمل تا رسيدن به دمای 900 درجه ادامه دارد.اين مواد معمولا در تمام خاک ها وجود دارند وحرارت باعث اکسيد شدن يا سوختن اين ماده می شود.اگر ميزان اکسيژن در کوره کافی نباشد بخشی از مواد کربنی در گل باقی خواهند ماند و آنرا به رنگ قهوه ای و يا سياه تبديل می کنند.
اگر حرارت بالاتر از مرحله گداختگی برود؛ فعل و انفعالاتی در گل روی می دهد که آن را استحاله می نامند؛ به معنای سخت شدن،انجماد و شيشه ای شدن گل.استحاله ،ظاهر سنگ مانندی به گل می دهد.

 

   

 

 

 

هنگامی که به قطعه لعاب دار حرارت داده شود ولی اين حرارت پايين تر از حرارت مورد نياز باشد؛ قطعه را خام می نامند.لعاب در سطح اين سطوح صاف و خشن وخشک به نظر می رسد و رنگ ظاهری آن کدرمی شود.
اگر حرارت بيش از مقدار مورد نياز باشد به آن سوختگی می گويند،سطح لعاب نازک،براق و شيشه ای شده و بر روی سفال شره می کند.ميزان اکسيژن داخل کوره وحرارت بسيار مهم است.

 ساخت لعاب هايي مانند لعاب شيشه،مينايي و زرين فام ،روش پخت چون باعث دگرگونی در رنگ های مختلف ظاهری لعاب می شود؛ به دقت و مهارت زياد نياز دارد.
 


      





 

 

 

 



ابزاهای کاشی کاری:
 کاغذ بر،تيشه،مقار،اره،سوهان،کشو،قلم خط کشی،کمچه،شمشه و...

اجرای کار(کاشی کاری معرق):
استاد طرح را بر روی کاغذ رسم می کند،هر طرح معمولا بايد نسخه دومی داشته باشد و لازم است اين نسخه در جهت عکس نقش اصلی کشيده شود و بعد از شماره گذاری وعلامت گذاری استاد نقش را از روی خطوط طرح می برد و قطعات بريده شده را روی کاشی می چسباند.
برای تکثير نقش از گرده زنی استفاده می شد؛خطوط نقش را با سوزن يا سنجاق به فاصله 2-5 ميلی متر سوراخ می کردند. و مقداری گرد زغال را داخل تکه پارچه نازکی مانند متقال يا وال قرار می دادند و به شکل کيسه در می آوردند.با اندکی ضربه ،ذرات ذغال از سوراخ ها عبور می کرد و روی کاغذ دوم اثر بر جا می گذاشت؛از روی نقاط بدست آمده خطوط را به هم وصل می کردند و نسخه دوم نقش بدست می آمد.گاه از روی نقاط گرده زده کار اصلی را در محل خود انجام می دادند.جدا کردن طرح ها و نقش ها به کمک کاغذ بر انجام می شد.بريدن نقوش اسليمی و ختايی مهارت خاصی نياز دارد؛اگر به دقت بريده نشود و يا دست بلرزد کج بودن خطوط ، پس از نصب بر ديوار کاملا به چشم می خورد و نقش اصالت خود را از دست خواهد داد.


 

 

در مرحله بعد کاغذ را به رنگ های مورد نظر بر روی کاشی از طرف لعابدار می چسبانند؛ معمولا از سريش استفاده می کنند زيرا به آسانی با آب می توان آن را از کاشی جدا کرد.
درکاشی تراش با تيشه قطعاتی را که در مرحله کاغذ چسبانی مشخص شده اند جدا می کند به گونه ای که لعاب اطراف کاغذ های چسبانده شده سالم بماند. لب زدگی به معنای تيشه زدن به لعاب اطراف کاغذ های چسبانده شده است ، به گونه ای که در اطراف کاغذ فقط آجر پيدا باشد.در مرحله بعد آجر ها را از لبه تا پشت کاشی می تراشند که به آن گل بردگی می گويند و با سوهان لبه ها را صاف می کنند.
لبه کاشی ها را از روی لعاب دار کاشی، به پشت و به طور مايل سوهان کاری می کنند به نحوی که لبهای لعاب دار کاشی پهلوی هم قرار گيرند.

  

   

 

تخمه گذاری به معنای ؛تراشيدن  قطعات کوچک وگذاشتن آن در دل قطعات بزرگ تر به گونه ای که درز ها به خوبی با هم جفت شوند وملات داخل آن ديده نشود؛ است.وقتی قطعه در محل خود قرار گرفت با گچ و سريش آنرا محکم می کنند.گچ در مقابل سريش خود گيری خود را ديرتر انجام می دهد و در ضمن چون سريش هنگام گيرش حجمش کم می شود و گچ افزايش حجم دارد اين دو می توانند مکمل هم باشند.

 

 

قطعات کاشی تراشيده شده از کوچک و بزرگ را پس از آماده شدن بر اساس شماره و علامت پهلوی يکديگر می چينند.
 
قطعه بزرگ و نامنظم با طول و عرض حدود 30-60 سانتی متر که توسط استاد با تغير رنگ خطوط در نقشه مشخص می شود را پارچه می گويند و اطراف آن را در اصطلاح راه پارچه می گويند.برای اينکه قطعه داخل راه پارچه که خود دارای قطعات بزرگ و کوچک است به بقيه قطعات اتصال پيدا نکند و به راحتی بتوان آن را از زمين بلند کرد؛در محل های راه پارچه، خمير گل رس را به شکل فتيله ايی در می آورند و در محل راه پارچه به طور عمودی قرار می دهند . يعنی ضخامت گل 1 سانتی متر در روی راه پارچه قرار می گيرد. ارتفاع گل که در حدود 3 سانتی متر( اندازه تقريبی ملات پشت کاشی) است و  طول خمير گل به اندازه طول راه پارچه است.

 



پس از انجام گل گذاری مقداری رطوبت به پشت کاشی ها می رسانند که اگر گرد و غباری در پشت کاشی ها باشد از بين برود.سپس دوغاب گل يا ملات ماسه و سيمان را آماده می کنندو پشت گل کاشی می ريزند.در ضمن از سيم های نازک و يا کنف که سر آنها قلاب شکل است به عنوان دستگيره در  برای بلند کردن قطعات استفاده می شود اين سطح ها باعث استحکام بيشتر قطعه بر روی ديوار نيز خواهند شد.
هنگام نصب بعد از شاقول کاری و تراز نمودن پشت ملات آنرا با مخلوط ملات اوليه يعنی دوغاب گچ يا ماسه و سيمان پر می کنند.

 

 

در کاشی های هفت رنگ پس از ساختن جسم کاشی و پختن آن در کوره رويش را با لعاب سفيد می پوشانند و دوباره در کوره می پزند.در مرحله سوم طرح ها را به طريقه گرته برداری از کاغذ به روی کاشی منتقل  کرده وبعدخطوط سياه دور شکل ها را با مغن ترسيم می کنند و بعدکاشی ها را به حالت افقی قرار داده و به کمک قلم و با لعاب های رنگی آنها را رنگ آميزی می کنند و بار ديگر به کوره می برند و می پزند.
 قبل از پخت نهايی پشت خشت ها را شماره گذاری می کنند.

  



 انواع کاشی و کاشيکاری:


کاشی زرين فام:
از انواع بسيار زيبا و ظريف  و برجسته کاشي با درخشش فلز گونه است.که در زمان سلجوقی مورد توجه قرار گرفت و در دوره ايلخانی به اوج رسيد. مقاومت آن به خاطر ممزوج بودن خشت و لعاب زياد است،لعاب اين نوع از کاشی را با استفاده از لاجورد،شنگرف،نقره،طلا و مس تهيه می کردند.
اشکال اين نوع کاشی ها بيشتر انسانی،گياهی وحيوانی است  وحاديث و روايات و اشعار و آيات قرآن را نيز بر روی کاشی ها می نوشتند.
کاشی های تخت سليمان بيشتر در ابعاد کوچک ومعمولا به شکل شش ضلعی به شکل شمسه

هستند که ازکنار هم قرار دادن اين شمسه ها يک گره هندسی را نمايان می شد.
اين نوع کاشی شامل دو نوع است:
کاشی زرين فام؛که با مواد قيمتی در لعاب مانند طلا ساخته می شود و کاشی لخت کاشی است که دارای برجستگی و فرورفتگی می باشد ولی لعاب طلا ندارد.گاه قسمت گود رنگ طبيعی سفال را دارد و قسمت برجسته رنگی است و گاه بر عکس.
هرکاشی لختی،زرين فام نيست ولی هر زرين فامی نوعی از کاشی لخت است.
بسياری از کاشی های زرين فام به دست دو استاد کار به نام علی ابن ابوزيد و محمد ابن ابی طاهر و عمدتا برای اماکن متبرکه ساخته شده اند.



کاشی های هشت پر ستاره ايی و چليپاٍ،خمير سنگ،لعاب سفيد شفاف
آبی کبالتی و فيروزه ايی زير لعابی،احتمالا متعلق به گروهی از کاشی های متعلق
به 665-666 بوده و زمانی در امامزاده جعفر دامغان بوده اند
کتيبه فارسی آن به خط نسخ و شامل اشعاری از شاهنامه است[23]

کاشی زير نقشی:
گل را به اشکال مختلف هندسی مانند شش ضلعی،مربع،مثلث.. می بريدند (به اشکال غير منحنی) ورويش را لعاب داده به کوره می بردند سپس کاشی ها را با هم ترکيب می کردند و روی آن نقش مورد نظر را طراحی می کردند و دوباره به کوره می برند.این کاشی معمولا از نوع جسمی است.
نمونه های آن در حرم حضرت رضا(ع) و خواجه ربيع مشهد است.

          
                                  (کاشی زير نقش،نمای داخلی مقبره خواجه ربيع-مشهد)[24]  


کاشی زیر نقشی بعد از زرین فام گران ترین و نفیس ترین کاشی است؛ زیرا از نوع جسمی بوده و بسیار هنرمندانه اجرا می شده است.

کاشی تراش يا معرق:
ترکيبی از کاشي های رنگارنگ که بر اساس طرح تراشيده می شوند وکنار يکديگر جای می گيرند.
سپس با دوغاب گچ منافذ را پر می کنند و زمانی که سفت شد روی بنا نصب می کنند.
”کابرد کاشی های معرق در پيچ و خم و پستی و بلندی ديوارها به دليل نحوه ساخت از قابليت بيشتری  برخوردارند“.[25]
عصر طلائی و شکوفايی هنر کاشی کاری معرق اواخر دوره ايلخانی،دوره تيموری و صفوی است.
رنگ های مورد استفاده در اين نوع از کاشيکاری:سفيد،آبی تيره،فيروزه ايی،سبزوپرتغالی هستند.



قطعه شکسته از کاشی معرق ستاره ای خمير سنکی،مناره مصلای“گوهرشاد“
اوايل سده نهم[26]

 

کاشی پيش بر:
پس از برگردان کردن گل قالب گرفته شده ،شکل مورد نظر را با قالب هايی از چوب و فلز می ساختند و قالب را بر روی خشت دونم می گذاشتند و اطراف آنرا با تيغه فلزی بريده ولعاب می دادند و در کوره می پختند.

اين کاشی دارای خطوط منظم هندسی است.در اين نوع کاشی نقشی نمی بينيم،بلکه تنها رنگ ها پس از کنار هم چيده شدن نقش را پديد می آورند.



کاشی پيش بر و لعاب پران در مقبره شهاب الدين قاسم طراز يزد[27]

کاشی هفت رنگ:
به شکل چهار گوش ساخته می شود و اندازه تقريبی آن 15*15 يا بيشتر است؛در اين شيوه کاشی را پس از پخت اول و رسم نقوش دوباره در کوره حرارت می دهند.
به اين ترتيب هر کدام از کاشی ها قسمتی از طرح مورد نظر را تشکيل می دهند.طرح های اسليمی ،از جمله طرح های کاشی های هفت رنگ است که از دوران صفويه زيباترين نمونه های آنرا می توانيم در مسجد شيخ لطف ا... و مسجد امام اصفهان ببنيم.
ديگر طرح های کاشی های هفت رنگ،گل و برگ های معمولی،گل های افشان،بته جقه ايي و شاه عباسی در رنگ های متنوع ونيز انواع خط به خصوص خط ثلث است، که برای کتيبه ها بکار می رود.
رنگ آميزی اين نوع کاشی در دوره های مختلف متفاوت بوده؛در دوره تيموری بيشتر رنگ هايي مثل سفيد،لاجوردی،فيروزه ای در زمينه آجری بود ولی در دوره صفويه ؛سفيد،زرد تغاری يا حنايی،فيروزه ای،لاجوردی،چمنی،مشکی(هفت رنگ اصلی)بکار می رفت.
در خاک اصفهان که به خاک رس چرب معروف است نوعی سيليکات آلومينيوم يافت می شود که برای کاشی سازی بسيار مناسب است.

 

   

کاشی مهری:
قالب را بر اساس نقوش کنده کاری می کنند وپس از آماده شدن قالب خمير گل رس را درآن جا می دهند وقالب را در محلی مناسب بر می گردانند.برجستگی هارا به لعاب آغشته می کردند و گودی ها را به شکل گل باقی می گذاشتند ؛پس از پخته شدن در محل گودی ها آجر ودر محل برجستگی ها کاشی الوان نمايان می شود،گاه برعکس قسمت های فرورفته را لعاب می زنند.

گاه آجر پيش بر را بدون لعاب در بناها بکار می گرفتند مانند مسجد جامع گناباد.

 

کاشی مهری(مسجد جامع يزد)[28]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


لعاب پران:
از وسط نقش يک تکه لعاب را به اندازه يک عدسی می پراندند  تا رنگ سفال زيرين نمايان شود.

کاشی زير رنگی:
پخت آن از زمان سلجوقی متداول شد،در کتيبه ها،سر پايه ها و نعلکش ها و گاه در محراب ها استفاده می شد.تمام مراحل طرح و خطاطی پيش از پخت انجام می گيردو بعد در يک مرحله کاشی را به کوره می برند.
در اين کاشی طرح های برجسته يا گود معمول است.از آنجايی که لعاب با خشت خوب مخلوط نمی شود،در مجاورت گرما و تغيرات جوی لعاب ترک می خورد.(با همين علامت از کاشی هفت رنگ متمايز می شود)

کاشی قازمغازی:
به اين کاشی مخملی هم می گويند ،از اوايل قاجار معمول شد.بسيار شفاف است و در حوضچه ها و ازاره حمام های عمومی و آب نماها استفاده می شد.از مخلوط سنگ چخماق و خاک چسبنده درست می شود.


کاشی ابر و باد:
نوعی از کاشی است که در زمان قاجار رواج يافت.نقش آن طرح از پيش تعيين شده ندارد و به صورت يله است.برای ساختن آن از لعاب آبی را بر روی کاشی که لعاب آن سفيد است می ريزند.بيشتر در کف محوطه های داخلی  و يا لبه بندی ازاره داخلی بکار می رود.

 

 


منزل قوام الدوله تهران[29]


 



معقلی:
نقوش آنرا از مصالحی مانند آجر و کاشی به صورت جداگانه و درهم می سازند و ترسيم آن معمولا در جدول هايی ساده انجام پذير است.
مقاومت آن به دليل کوچک بودن قطعات بيشتر از کاشی هفت رنگ است.  

 

   

                                مسجد امام کرمان                                      مدرسه خرگرد در خواف                                                                    

 

کاشی نره ايی:
در گنبد ها بيشتر استفاده می شود ؛تفاوت آن با کاشی معمولی در ضخامت گل  است،ضخامت کاشی معمولی 2-1/5 سانتی متر است در حالی که ضخامت کاشی نره ايی 4-5 سانتی متر يا بيشتروطول آن سه برابر عرضش ساخته می شود اين کاشی مقاومت بيشتری دارد.
در گنبد ها معمولا از کاشی نره ايی جسمی استفاده می کنند و اگر نقش روی گنبد معرق گل و بته ايی باشد ؛هنگام تراش دادن؛ کاشی را از روی لعاب دار به صورت مايل می تراشند تا ملات فواصل بين را پر کند و سطح يک پارچه شود.


 



(اصفهان درب امام)[30]


گره کشی:
کاشی هايی هستند که با طرح و نقش های مختلف با اشکال چند ضلعی های هندسی پهلوی يکديگر قرار می گيرند و تشکيل نقش کلی را می دهند.علم گره کشی از حرکت شکل های مربع و مستطيل و لوزی وغيره به وجود می آيد. گاه با اختلاط کاشی و آجر انواع گره را به وجود می آورند.در اين سبک معمولا زمينه آجری بر جسته و نقش های کاشی تو گود هستند.اختلاط آجر و کاشی در گره کشی از قرن 7 متداول شد که گاه از کاشی معرق نيز استفاده می شد.

             
            شيراز،مسجد نو                                                    مسجد جامع کرمان                             
خط بنايی:
از خط کوفی الهام می گيرد ودر متون اوليه اسلامی به آن اشاره شده است.خط کوفی بنايي همواره در شکل خاصی محصور است و دارای فاصله ای يکنواخت بين حروف است.و از کاشی های تراشيده معرق و هفت رنگ و يا پيش بر ساخته می شود.
حرکات حروف در امتداد مربع،پشت سر هم ادامه می يابند و کلماتی بدون نقطه را شکل می دهند.
بزرگترين کتيبه خط کوفی بنايی که تا کنون ديده شده در مقبره شيخ حيدر در مشکين شهر است و فضايی به اندازه 7/5 متر در 23 متر را در بر می گيرد.


 
اصفهان،مدرسه نيم آورد[31]

 

         

 


زَغَره:
حاشيه يا نواری است که دور در گاه می گردد. حرکات پيچ يا خطوط مورب کاشی پيچ نسبت به خط قائم زاويه 30 درجه دارد.حرکات پيچ گرد نيست و تنها 3/4 کل ستون را در بر می گيرد و1/4 باقی مانده برای اتصال به اسکلت آجرکاری صاف باقی می ماند.



مسجد شيج لطف ا..  .صفويه

 

 

زغره ها تا پایان دوران تیموری به صورت معرق ساخته می شدند که بسیار گران بودند و نمونه های اندکی از آن ها باقی مانده است.

حميل:
خطوط پهنی که در اطراف کاشی کشيده مي شود و به عرض 3 ميلی متر تا 2 سانتی متر است حميل می گويند.چفت ها يا دوال ها در حقيقت، قابسازی اطراف کاشی کاری هستند که می توان آنها را حميل های برجسته يا فرورفته دانست.
برای تراشيدن حميل يا چفت از انواع کشو استفاده می کنند.ابزاری است متشکل از دو قطعه تخته که به صورت عمود بر هم کوبيده شده اند.در موقع تراشيدن يکی از لبه ها را با خط کش صاف می تراشند و سپس آنرا داخل زاويه قائمه کشو قرار می دهند و لبه دوم را خط کشی می کنند با اين کار تمام کاشی های حميل به يک اندازه آماده می شوند.



 ازاره ايوان بارگاه امامزاده سلطان علی بن محمد باقر(ع)،مشهد اردهال[32]
 

 

 

آسيب شناسی:
عوامل آسيب رسان را به طور کلی می توان به دو بخش تقسيم کرد:
-عوامل داخلی؛شامل کمبودهايی است که در ترکيب جسم کاشی و لعاب ها و ميزان پخت و ... وجود دارد.ممکن است اين آسيب ها سالها بعد ايجاد شوند.
-عوامل خارجی؛گذر زمان،حوادث پيرامون يک اثر و وجود نمک ها و رطوبت،دما و نور می توانند بر اشيا تاريخی اثر بگذارند.

آسيب ديدگی کاشی های بکار رفته در بنا در حد زيادی از جلوه های بصری آنها خواهد کاست.از طرفی جبران اين خسارات به شيوه های معمول در زمينه های ديگر مرمت قابل تعريف نيست.

 

 


عوامل آسيب رسان به کاشی:
1-عواملی که به خاطر فرسودگی و در اثر تماس با پديده ها پديد می آيند.مانند:باد(به خصوص باد های شنی)،باران،يخبندان،تغيرات دمايي ورطوبت ،عوامل شيميايی،عوامل بيولوژيکی و دخالت انسان،پاخوردگی،بسته نبودن خلل و فرج لايه های رويی،گياهان و بوته های سطحی...
2-آسيب هايی که در اثر تنش و لرزش ،بار زياد بر سازه و تغير شکل مداوم يا لحظه ای در استخوان بندی وتحرک شالوده بنا ايجاد می شوند.

اولين قدم در مرمت،از بين بردن عوامل به وجود آورنده آسيب است.




آسيب های ساختاری(عوامل داخلی):
-لعاب پريدگی:
 دانه های آهکی در بدنه کاشی پس از جذب رطوبت شکفته می شوند ولعاب کاشی را می پرانند؛در اصطلاح آلوئک می زنند.
گاه وجود گرد و خاک در سطح سفال نيز باعث می شود لعاب به خوبی بر روی بدنه نچسبد و به مرور زمان  طبله کرده و بپرد.

-تخلخل کاشی:
مواد اضافی چسبناکی که به منظور شکل پذيری به جسم کاشی می افزايند در اثر حرارت منقبض می شوند و خلل و فرج زيادی را به وجود می آورند؛در اثر جذب رطوبت و بخارآب ،نمک های محلول در آب موجود در شی حل می شوند ومتبلور شدن آنها در داخل بدنه و يا در سطح شی موجب ريختن لعاب خواهد شد.

-ساختار مولکولی
گل در اثر حرارت آب شيميايی و فيزيکی خود را از دست می دهد.درجه حرارتی که در آن سطوح خارجی مولکول ها با هم ممزوج می شوند و يک سطح مشترک پيدا می کنند. آن را درجه کلوخه شده(زنيترشدن)می نامند.اگر فرايند شيميايی کلوخه شده به دليلی (مانند مدت زمان کوتاه پخت و يا حرارت کم)به خوبی  انجام نشود کاشی پوک(سست)خواهد شد و خيلی زود در اثر عوامل جوی و محيطی خرد و متلاشی می شود.

-حلاليت لعاب های سربی:
( HCL,SH2,H2SO4) وجود اسيدهايی چون
 در محيط باعث می شود اکسيدهای بور و سديم و پتاسيم و منيزيم که در ترکيب لعاب وجود دارند ؛ حل شوند و لعاب به مرور زمان نازک تر گردد و از بين برود.

-ترک خوردگی جسم کاشی:
اگر خاک رس زياد باشد و قالب گيری به درستی انجام نشود بدنه ترک می خورد.

سفيدک زدن لعاب:
گاهی سطح لعاب تحت تاثير عوامل نامطلوب سازنده لعاب و يا تحت تاثير نمک های موجود در بدنه که به سطح می آيند حالت شوره و سفيدک پيدا می کند.واکنش ميان گازهای گوگردی درون کوره و مواد سازنده نيز می توانند عامل دیگری باشد.

-وجود مغز های سياه:
در اثر پخت ناقص باقی مانده مواد آلی و ترکيب نادرست مواد اوليه در کاشی مغز  سياهی به وجود می آيد .
در فرايند پختن ،مواد آلی کربنی و غير کربنی و سولفات ها اکسيد می شوند.عمل اکسيد شدن وقتی کامل می شود که اکسيژن کافی در کوره موجود باشد.اگر اکسيژن کافی وجود نداشته باشد بخشی از مواد کربنی در گل می مانند و به رنگ سياه يا قهوه ايی مبدل می گردند.

- جوش زدگی و سوراخ شدن لعاب:
اين آسيب چند عامل می تواند داشته باشد؛اگر گاز های موجود به طور کامل  نتوانند از بدنه خارج شوند به شکل حباب در سطح باقی مي مانند .در لعاب های مات گاه مواد فرار لعاب (مانند اکسيد منگنز)در اثر گرما بخار شده و به صورت گاز خارج می شوند و فضاهای خالی ايجاد می کنند.

- گسيختگی در لعاب:
گاه لعاب هنگام ذوب شدن جاخالی می کند و ترک هايی در سطح پديد می آيد.

خزيدگی لعاب:
گاه لعاب در بعضی نقاط خود را جمع کرده و فضاهای بی لعابی را به وجود می آورد که اين عمل را خزيدن لعاب می گويند.ممکن است در اثر لعاب زدن بر سطحی که تميز نيست و يا روغنی و چرب بودن ظرف، لعاب بر روی ظرف کاملا نچسبد و خزيدن انجام گيرد.

-پوست پرتغالی شدن:
عدم پخت کامل باعث می شود لعاب به صورت شيشه ای و روان در نيايد وسطح ناصافی به وجود آورد.

-پوسته شدن:

در نتيجه اختلاف انبساط حرارتی بين لعاب و بدنه و توسعه تنش در لايه لعاب هنگام سرد شدن ، لعاب روی بدنه ترک می خورد.بزرگی اثر تنش مشخص می کند که آيا لعاب می تواند بر روی بدنه باقی بماند و يا اينکه پوسته می شود.
اگر ضريب انبساط لعاب بيشتر از بدنه باشد ،هنگام سرد شدن بيشتر منقبض خواهد شد و از آنجايي که لعاب انقباض کمتری دارد ،لعاب تحت تنش کششی قرار می گيرد.در اين حالت به احتمال زياد ترک ها يی در سطح به وجود خواهد آمد.اگر بدنه نازک باشد ،احتمال دارد سطح لعاب مقعر شود.
اگر ضريب انبساط خطی لعاب و بدنه مساوی باشد از آنجايي که تغييرات درجه محيط به طور يکسان اثر نخواهند گذاشت،ممکن است ترک به وجود آيد.چون لعاب قبل از بدنه تحت تاثير قرار می گيرد.
در حالت آخر اگر ضريب انبساط خطی بدنه بيشتر از لعاب باشد،بدنه تمايل دارد هنگام سرد شدن بيشتر از لعاب منقبض گردد وبه همراه خود لعاب را تحت فشار قرار می دهد.اگر اين فشار بيش از حد نباشد لعاب قادر است آنرا تحمل کند و نهايتا اتصال محکمی بين لعاب و بدنه ايجاد می شود. ولی اگر فشار بيش از حد باشد،لعاب پوسته می کند و در موارد حاد باعث شکستن و خرد شدن بدنه نيز می شود.
این مشکل با کم کردن مقدار سيليس گاه بر طرف می شوند.
پوسته شدن عکس عمل ترک خوردن است.

-شره کردن لعاب:
اگر ويسکوزيته لعاب کم باشد و در واقع بيش از حد روان باشد در بالاترين درجه پخت تحت تاثير وزن خود حرکت می کند و اصطلاحا شّره می کند. اگر ويسکوزيته لعاب کم باشد،بر روی بدنه های با تخلخل زياد،نمی تواند به خوبی ذوب گردد و سطح مناسبی به وجود آورد ،و در ترکيب بدنه تغييراتی به وجود خواهد آورد.
اگر ويسکوزيته زياد باشد باز هم لعاب قادر نخواهد بود سطح صاف و بدون موج ايجاد کند.
 
-ترک برداشتن لعاب:

تغيرات زياد حرارتی در کوتاه مدت باعث ترک خوردن لعاب خواهند شد.از طرف ديگر اگر ضخامت لعاب زياد باشد، هنگام سرد شدن در حالی که بدنه در حال انبساط است ؛در سطح ترک ايجاد می کند.ترک ها دو نوعند؛رو لعابی و زير لعابی.
علت ترک خوردگی عمدتا ضريب انبساط کم لعاب در مقايسه با ضريب انبساط بدنه است.هنگامی که حرارت کوره به حد نهايي می رسد و بدنه سفال نفوذ پذير است؛ لعاب نيز ذوب شده و به صورت سيليکای مايع تمام سطح لعاب را می پوشاند.پس از آن لعاب و بدنه هر دو شروع به انقباض می نمايند،تاجايي که انقباض بدنه و لعاب به يک اندازه باشد گسيختگی به وجود نمی آيد ولی اگر انقباض لعاب بيش از بدنه باشد،شکستگی و ترک به وجود خواهد آمد.
می توان در ترکيبات بدنه تغييراتی ايجاد کرد و به جز آن از اکسيد هايي که انقباض و انبساط آنها در برابر حرارت کم است می توان استفاده کرد.

 


تغييرات اساسی که ممکن است عملا برای اين منظور انجام شود:
افزودن سيليکا-کم نمودن فلدسپار-کم نمودن موادی که شامل سودا يا پتاس هستند-افزودن آلومينا-استفاده از سرب به جای پتاس.


نوعی ديگر از ترک که به آن ترک رطوبتی يا متاخر می گويند،روزها و حتی سالها بعد ممکن است ايجاد شود.بخار آب در قسمت های ضعيف و معيوب لعاب نفوذ می کند و جذب خلل و فرج بدنه می شود.
گاه نمک های اطراف کاشی که بر روی ديوار نصب شده باعث انبساط در بدنه سراميکی می شود و سطح لعاب تمايل به تعقر دارد ؛از طرفی سيمان با نيروی کششی که ايجاد می کند جلوی انحنا را می گيرد.سرانجام نيروی کششی بر مقاومت لعاب غالب می شود و ترک هايي وسيع بر سطح شکل می گيرد.
انبساط و انقباض ماده اتصال کاشی به ديواره نيز نقش مهمی در ايجاد ترک ها دارد.
ضايعات لعاب زنی:
زمانی که لعاب خيلی نازک زده شود ممکن است سطح ناصافی ايجاد شود و در قسمت هايی لعاب به رنگ مورد نظر در نيايد.
-صدفی شدن و تغيير رنگ در لعاب:
تخلخل در سطح لعاب و حضور نمک های ثانويه و رطوبت محيط باعث تبادل يونی در بافت می شوند و ساختار را سست می کنند ؛علت اصلی آن ضعف در روند توليد لعاب است و در دراز مدت با تغير رنگ و صدفی شدن رنگ همراه است.
در واقع هنگامی که لعاب در تماس با يک محلول آبکی قرار گيرد ،يونهای قليايي در محلول رها می شوند و لايه های سطحی با کمبود قليا مواجه می گردند.اين فرايند معادله يونی نام دارد.

-لعاب نگرفتگی :
اگر بدنه کاملا پخته شده ولی لعاب به مرحله ذوب نرسيده باشد ،لعاب به خوبی در سطح جذب نمی شود و جمع می شود.
اکسيد های رنگی نيزگاه باعث می شوند سطح جلای يکرنگ  را نداشته باشد.



آسيب های خارجی(طبيعی و محيطی)
رطوبت:از مهم ترين عوامل تخريب است ،بر اثر عواملی مانند بخار آب موجود در هوا،باران،تگرگ... به وجود می آيد.باعث به وجود آمدن واکنش های متفاوتی در ساختمان اجسام  ميشود.از جمله:واکنش های فيزيکی،شيميايی و بيولوژيکی.

به راحتی در مجاری و ترک های سطح کاشی نفوذ می کند و با کاهش دما يخ می بندد و افزايش حجم آن باعث پريدن لعاب از سطح کاشی خواهد شد.
اگر يخ و برف روی بدنه باقی بماند باعث تخريب فراوان و يخ بر شدن می شود.تگرگ نيز باعث يخ زدگی و رطوبت می شود و بر سطح نيز ضربه می زند.
وقتی لايه ای از رطوبت بر روی لعاب تشکيل می شود،يون های متحرک سديم و پتاسيم موجود در لعاب خارج می شوند ويون های هيدروژن جايگزين آنها خواهند شد و لايه ای از اکسيد سديم و پتاسيم بر سطح تشکيل می شود که با دی اکسيد کربن  هوا ترکيب می شود و کربنات سديم به وجود می آيد.

کربنات ها جاذب رطوبت هستند و با تجمع رطوبت چرخه فوق دوباره تکرار خواهد شد.از طرف ديگر باعث کدر شدن رنگ ها می شوند.اين لايه نسبت با گذشت زمان لعاب را محکم در بر می گيرد و چون ضريب انبساط آن بيشتر از لعاب است در اثر انقباض و انبساط های شديدی که دارند لعاب زيرين را خراب می کندو به مرور زمان لعاب پوسته می شود و مانند پودر می ريزد.

رطوبت باعث فساد و نابودی ملات گچ در پشت کاشی ها  نيزمی شود در طی يک واکنش جانشينی، گچ باد می کند و باعث ريختن کاشی ها می گردد.
اين واکنش جانشينی باعث ريزش کاشی خواهد شد.
علاوه برآنچه گفتيم از ديگر آسيب های رطوبت تبلور مجدد  نمک های محلول و افزايش حجم آنها ، اشباع نمودن لايه های تزئينی و خلل فرج آنها و فعال کردن ميکرو ارگانيسم ها است.
از ديگر آسيب های محيطی می توان به موارد زير اشاره کرد:
نور و اشعه های نورانی،آلودگی هوا(وجود اسيد های خورنده )،حيوانات(لانه گذاری..)،زمين لرزه(ايجاد تنش های کششی)،باد،آسيب های انسانی(اصطکاک،ايجاد فشار های مکانيکی و آسيب های ناشی از جا به جا يی)،آتش سوزی(تغير شکل سيليس در اثر حرارت) و عوامل بيولوژيک مانند باکتری ها...

مرمت کاشی:
به طور کلی مرمت کاشی را به دو شکل انجام می دهند:
1-مرمت جزئي
اگر تنها چند قطعه آسيب ديده باشد،جای خالی کاشی را حدود 5-10 ميليمتر عقب تر گچ و خاک می کنند.در سطح گچ و خاک خط اريبی ايجاد می کنند تا رطوبت و عوامل فرساينده به کاشی صدمه نرسانند.گاه خطوط موربی در سطح گچ و خاک ايجاد می کنند تا نشان دهنده  تغيرات بعد ازمرمت باشد.در روش ديگر گچ و خاک را هم سطح کاشی ديواره می کنند وخطوط اصلی کاشی را روی گچ و خاک می کشند.

2-مرمت کلی
اگر نياز به استفاده از کاشی جديد باشد ؛کاشی را در عمق کمتر و با رنگی کمرنگ تر نصب می کنند. به گونه ای که از کاشی های اصلی متمايز باشد.
برای پاک کردن کاشی از آب و صابون و اسيد های رقيق استفاده می کنند.
برای استحکام بخشي به کاشی رزين های پلاستيکی را تزريق می کنند تا کاشی اشباع شود و آب درون کاشی نرود.
سيانو اکريلات؛چسب خوبی است که برای چسباندن کاشی ها بکار می برند.
برای پر کردن جاهای خالی در میان کاشی ها از ماده ای به نام پلکسی تول استفاده می کنند.

Pelexitol+آب+گچ

پلکسی تول ماده ای پر کننده است که زمینه را می پوشاند.همچنین با توجه به رنگ کلی زمینه می توان به آن رنگ اضافه کرد.

منابع:

محمود ماهرالنقش،کاشيکاری ايران،انتشارات موزه رضا عباسی،1362.
محمد يوسف کيانی-فاطمه کريمی-عبد ا.. قوچانی،مقدمه ای بر کاشيگری ايران ،موزه رضا عباسی،1362.
حسين زمرشيدی،کاشيکاری ايران(ج2)،انتشارات کيهان 1368.
هلن گاردنر،هنر در گذر زمان،ترجمه :محمد تقی فرامرزی،1361.
ونيتيا پورتر،کاشيهای اسلامی،ترجمه:دکتر مهناز شايسته فر،موسسه اطلاعات هنر اسلامی،1381.
مهندس زهره بزرگمهری،مصالح ساختمانی(آژند،اندود،آمود)، سازمان ميراث فرهنگی،1381.
حبيب ا.. فضائلی،اطلس خط
ع.شروه-م.انوشفر،لعاب،کاشی،سفال،گوتنبرگ،1378.
احمد حامی،مصالح ساختمان،دانشگاه تهران،1383.
محمد يوسف کيانی،تزئينات وابسته به معماری ايران دوره اسلامی،سازمان ميراث فرهنگی،1376.
دکتر حسين ياوری،سفال و سراميک سازی ايرانشناسی،1384.
دکتر محمد کريم پيرنيا،سبک شناسی معماری ايرانی،نشر پژوهنده-نشرمعمار،1382.

کاشيکاری دوران صفويه و تاثير آن بر هنر معاصر،پايانامه دانشگاه آزاد،مريم معتمدی،83-82.
مطالعه فنی آسيب شناسی و مرمت کاشی های عهد قاجار،پاياننامه دانشگاه آزاد،هانيه زرينه84-83.
کار آموزی2 حفاظت و مرمت تزئنات وابسته به معماری و کاشی کاری(مجموعه باغ عمارت مسعوديه)سيد محمد صفوی،مقداد کسائيان،بهمن 83.




 



[1] (م.کاشی های اسلامی)

[2] (م.کاشيهای اسلامی)

[3] (تاريخ هنر.هلن گاردنر)

[4] (م.مقدمه ای بر هنر کاشيکاری)

[5] (م.کاشيهای اسلامی)

[6] (م.مقدمه ای بر هنر کاشی کاری)

[7] (م.تزئينات وابسته به معماری دوره اسلامی)

[8] (م.مقدمه ای بر هنر کاشی کاری)

[9] (م.مقدمه ای بر هنر کاشيکاری)

[10]  ((م.مقددمه ای بر هنر کاشيگری ايران

[11] (م.تزوينات وابسته به معماری در دوره اسلامی)

[12] (م.تزئينات وابسته به معماری ايران در دوره اسلامی)

[13](م.کاشيکاری ايران)                                                                 

[14] (م.مقدمه ای بر کاشيکاری ايران)

[15] (م.تزيينات وابسته به معماری در دوره اسلامی)

[16] (م.تزئينات وابسته به معماری دوره اسلامی)

[17] (م.تزيينات وابسته به معماری در دوره اسلامی)

[18] (م.مقدمه ای بر کاشيکاری ايران)

[19] (م.مقدمه ای بر کاشيکاری ايران)

[20] (م.کاشيکاری ايران)

[21] (م.کاشيکاری ايران)

[22] (م.سبک شناسی معماری ايران)

[23] (م.کاشی های اسلامی)

[24] (م.مصالح ساختمانی،آژند،اندود،آمود)

[25] (م.کاشيکاری ايران)

[26] (م.کاشيکاری اسلامی)

[27] (م.مصالح ساختمانی،آژند،آمود،اندود).

[28] (م.مصالح ساختمانی،آژند،آمود،اندود).

[29] (م.مصالح ساختمانی،آژندآاندود،آمود)

[30] (م.کاشيکاری ايران)

[31] (م.کاشيکاری اسلامی)

[32] (م.کاشيکاری ايران.گره معقلی)

[ چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 ] [ 16:26 ] [ حسین غلامی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

در این وبلاگ سعی شده مطالبی در خور علاقمندان به آثار و بناهای تاریخی و همچنین اطلاعاتی درباره مرمت ارائه گردد به امید استفاده ی علاقمندان.

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ