نظام آبرسانی و فاضلاب در چغازنبیل
محوطه چغازنبيل بنابر گزارش ژاك دمورگان، زمينشناس فرانسوي در 1890 (بهنام، 1346: 2) و همچنين در پي جستجوي يك خلبان نيوزلندي به نام براون كه در 1935 در منطقه خوزستان به دنبال نفت بود، شناسايي گرديد. دومكنم، باستانشناس فرانسوي و همكارانش با اطلاع از اين موضوع از محل آثار ديدن كرده و به بررسي سطحي آن پرداختند. با وجود اين، كاوشهاي باستان شناسي در چغازنبيل تا 1950 آغاز نشد و پس از آن هيأت فرانسوي به سرپرستي رومن گيرشمن (از 1951 تا 1962 م / 1330 تا 1340 ش) و چندي توسط دومكنم (در 1953 م / 1332 ش) اقدام به اين كار كرد. (نگهبان،1376: 490؛ عبدي، 1373: 98 ـ 99).
اين آثار بازمانده معبد شهري است كه در محوطهاي به طول و عرض حدود 1300 × 1000 متر ساخته شده است (بهنام، 1346: 20). شهر از رودخانه دز كه از جبهه شمالغربي و به فاصلة يك كيلومتري آن به طرف شمال شرقي عبور ميكند، حدود 30 متر ارتفاع دارد (بهنام، همانجا؛ نگهبان، 1365: 34).
شهر
تمامي بناهاي شهر از آجر و خشت خام ساخته شدهاند. ملاتي كه در اين سازهها به كار رفته گل، قير معدني و گچ بوده است. از سنگ نيز براي اتصال درها به ديوارها، پاشنه درها و جاكلوني براي قفل كردن درها و گاه براي جلوگيري از فرسايش آبي به عنوان روكار آجرها استفاده شده است. افزون بر اين، از ساروج كه تركيبي از آهك زنده، خاكستر چوب و موي حيوانان است براي پوشش ضد رطوبت اتاقها استفاده كرده اند.
شهر داراي سه حصار خشتي متحدالمركز بوده و مهمترين معبد آن، زيگوراتي (به اكدي زقارو Zegharoo) است كه در مركز شهر ساخته شده و وقف خدايان اينشوشيناك و ناپيراشا (گال) گرديده است. در حصار دوم و سوم نيز نيايشگاهها، آرامگاهها و كاخهاي متعدد ساخته شده است.
زيگورات
زيگورات چغازنبيل بنايي چند طبقه است كه مساحت هر طبقه از طبقه پاييني كوچكتر است. برخلاف زيگوراتهاي بينالنهرين كه هر طبقه را روي طبقه قبلي ميساختند. در اين زيگورات ساخت هر طبقه از سطح زمين آغاز شده است (آميه 1365: 97). گيرشمن، باستانشناس فرانسوي و حفار چغازنبيل بر اين باور است كه اين معبد در 5 طبقه ساخته شده و ارتفاع آن حدود 52 متر بوده است (1339: 1289). در حال حاضر تنها 5/2 طبقه از اين معبد با ارتفاعي حدود 25 متر بر جاي مانده است (گيرشمن، 9: 1966).
ساختمان زيگورات از خشت خام و آجر ساخته شده بدين ترتيب كه هسته مركزي با از خشت بوده كه سپس بر روي آن با روكاري آجري به ضخامت 2 متر پوشيده شده است اين روكاري آجري وظيفه حفاظت از هسته خشتي را در مقابل باد و باران بر عهده داشته است. بدنه آجري و هسته خشتي با استفاده از چوبهايي آغشته به قير كه يك سر آن در هسته و سر ديگر آن در بدنه قرار داشته به هم قفل و به اصطلاح كلاف بندي شده است براي استحكام بخشيدن به ديوارهاي هر طبقه ديوار كوتاهي ديوار كوتاهي به ارتفاع 05/1 و عرض 9/2 متر در كنار آن ديوار روي سطح طبقه پايين ساخته شده است اين ديوارهاي كوتاه از 11 رديف آجر ساخته شده است كه يك رديف آن نوشتهدار ( به زبانهاي ايلامي و اكدي و با موضوع دلايل ساخت و نام سازنده بنا) بوده است در بالاترين طبقه زيگورات و طبقه پنجم آن معبد اعلي قرار داشته كه اكنون از بين رفته است بنابر آجر نوشتههايي به دست آمده از چغاززنبيل در اين معبد مجسمه خدايان ناپيراشا و اينشوشيناك نگهداري ميشده و موبد بزرگ در آنجا به عبادت ميپرداخته است بنابر يافتههاي باستان شناسي آجرهاي اين معبد بزرگتر از آجرهاي زيگورات بوده و ديوارهاي آن با آجرهاي لعابدار آبي و سبز باطيف هايي از رنگ نقرهاي و طلايي منقوش به دايرهها و لوزيهاي بههم پيوسته يا خط نوشته، تزيين ميشده در وسط هر يك از چهار ضلع زيگورات پلكاني آجري وجود دارد. هر يك از آنها نيز با دروازههايي مسدود ميشده است. اين راه پلهها راه صعود به طبقات بالاتر بودهاند. پلكانها از روي صحن شروع ميشود و ابتدا پهن هستند اين پلهها زائر را به يك درگاه باريك و اتاق رواق مانند پشت آن راهنمايي ميكنند. بعد از اتاقي كه سر پوشيده بوده و در كف آن راه آب را ميتوان مشاهده كرد، پلكان ديگري آغاز شده كه به يك سرسرا ميرسد. براي تزيين درهاي ورودي معبد نيز از لولههاي رنگارنگ شيشهاي استفاده ميشد است. (كردواني 1349 : 44 ـ 52 : نگهبان، 1356 : 34ـ 35: مجيد زاده :1370 : 78ـ 82 ).
تأسيسات فاضلاب
اطلاعات موجود درباره چگونگي تأمين آب براي بهرهبرداري در معبد شهر چغازنبيل و آبراهها حاكي از وجود تأسيساتي است كه تا حدودي به آگاهي از چگونگي نظام آبرساني و تخليه فاضلاب در اين محوطه كمك ميكند. دقت در نقشه و طراحي شهرسازي اين معبد شهر از اين بر ميآيد كه مهندسان و معماران، از همان آغاز براي آبرساني و دفع آب زايد، انديشيدهاند.
نظام دفع آب باران زيگورات چغازنبيل با بهرهگيري از راهآبهاي آجري افقي و عمودي كه روكش آجري داشته انجام ميشده است. اين راهآبها در عمق 80 سانتيمتري نماي آجري قرار دارد. اين راهآب بصورت عمودي پايين آمده و پس از رسيدن به پايين تبديل به آبراهه سرپوشيده با طاق هلالي به عرض 22 و ارتفاع 18 سانتيمتر شده و سپس به يك كانال روباز روي سطح طبقه پايين ميپيوندد. براي جلوگيري از سقوط عمودي آب و فرسايش آجرها، پلكانهاي آجري در محل تغيير زاويه آبراهه ساختهاند تا سرعت آب را كاهش دهد. روي هر يك ازچهار وجه طبقه اول زيگورات 5 ناودان وجود داردكه 4 ناودان، آبهاي سطح طبقات را جمعآوري ميكنند. ناوداني نيز آب پلكانها را جمعآوري ميكرده است. اولين و دومين ناودان به ترتيبي در فاصلههاي 13 و 34 متري هر ضلع زيگورات قرار دارند. 2 ناودان ديگر نيز به همين فاصله از ضلع ديگر قرار گرفتهاند.
بنابر يافتههاي باستانشناسان آبراههاي موجود در حصار خشتي داخل چغازنبيل داخل چغاز نبيل نسبت به آجر فرش كنوني حدود 30 سانتيمتر پايينتر است. شيببندي صحنهاي اطراف زيگورات به گونهاي بوده كه بخشي از آبهاي دفع شده توسط ناودانها بويژه در ضلع جنوب غربي و نزديك به دروازه غربي به فضاي بيرون حصار هدايت ميشده است. اين كانالهاي خروجي آب همچنين در ضلع جنوبي و شمالي حصار وجود دارد. محل قرار گيري ناودانها در حصار دروني با ساختاري خشتي و به پهناي نزديك به 5/2 متر تماماً در وجه بيروني آنها است. اين ناودانها از دو بخش تشكيل شدهاند: بخش اول لولههاي سفاليني (تنبوشه) هستند كه از درهم قرار گرفتنشان لوله واحدي را تشكيل ميدهند و به صورت عمودي در بدنه حصار جاي ميگيرند. درزهاي بين اين لولهها نيز توسط قير طبيعي كاملاً پر ميشده است. طول هر كدام از اين لولهها 50 سانتيمتر و قطر دهانه آنها بيش از 15 سانتيمتر است. بخش دوم در واقع بخش انتهايي اين بخش متشكل از دو آجر است كه به صورت راسته و موازي يكديگر قرار گرفته و آجر سومي بر روي آنها كار گذاشته شده است. تمام اجزاي ناودان در انتها به آبراهي ساخته شده است از آجر ختم ميشود. تمامي بخشهاي آجري ناودان نيز با ملات قير طبيعي به يكديگر متصل شدهاند. (Auberson,1966:109)
تأسيسات آبرساني
در جبهه غربي شهر چغازنبيل آثار سازهاي آبي (مخزن بزرگ) مشاهده ميشود كه بسياري از محققان كاركرد آن را تصفيه خانه آب دانستهاند. مهندسان ايلامي براي تأمين آب شهر و نيايشگاه چغازنبيل دست به ابتكاري زدند كه در نوع خود بينظير است آنان كه امكان هدايت آب از رود دز كه از فاصله حدود 5/1 كيلومتري شهر و از جبهه شمالي غربي به شمال شرقي آن ميگذشت و حدود 60 متر پايينتر از شهر بود را نداشتند، كانالي از محل «پايه محل» و به صورت رو باز از رود كرخه به مسافت 50 كيلومتر تا مخزن بزرگ شمال غربي چغازنبيل، در خارج حصار سوم حفر كردند. مهندسان و معماران ايلامي براي ساختن اين مخزن بزرگ (تصفيه خانه) كه حدود 70/10 متر طول، 35/ 4 متر عمق و 350 متر مكعب گنجايش آب داشت. از آجر و ساروج استفاده كردند. كف مخزن از آجر و آهك ساخته شده است. دو ديوار جانبي آن نيز از آجر و آهك بوده است. در قسمت تحتاني اين مخزن يعني ديوار رو به شهر، 9 روزنه مستطيل شكل به ابعاد 15×80 سانتيمتر و به فاصله 80 سانتيمتر از يكديگر ساخته شده است. روزنهها از دو لايه آجر و يك لايه سنگ ساخته شده و همه درزهاي آن نيز از كف تا لايه سنگي از ساروج بوده است (كردواني، 1349: 51 ـ 52). در آن سوي حصار شهر و دقيقاً در آن طرف روزنهها، حوضچهاي به طول 60/7 متر و عرض 9 متر و عمق 60/0 متر ساخته شده كه گنجايش 30/4 متر مكعب آب را داشته است. روزنههاي مخزن بزرگ به درون اين حوضچه راه داشتهاند. معماران ايلامي براي پايداري بيشتر اين حوضچه، سه طرف آن را از بيرون با آجرهاي خرد شده و آهك پر كرده اند. هنگامي كه مخزن بزرگ تا لبه ديواره انتهايي پر از آب ميشد، بنابر قانون ظروف مرتبط، آب صاف و تصفيه شده و قابل شرب از طريق 9 روزنه به حوضچه كوچك داخل حصار ميريخت. ساكنان معبد چغازنبيل از اين آب استفاده ميكردهاند.
اونتاش گال يا اونتاش ناپيراشا در كتيبهاي راجع به كانال حفر شده در اين شهر ميگويد: «من اونتاش گال يا اونتاش ناپيراشا پسر هومبان نومتا، شاه شوش و انزان، آرزوي قلبيام را برآورده و كانالي ساختهام، مايه شهرت من است، با استفاده از قدرت سلطنتم، براي زندگي و براي راحتيام در طول روزها و سالها و آن را به خدايان هومبان و اينشوشيناك، محافظان حريم قدس وقف كردهام» (هينتز، 1371: 138).
|
منابع آميه، پير (1365)، «شهرنشيني ايلامي در شوش»، ترجمه افسانه خلعتبري، در: نظري اجمالي به شهرنشيني و شهرسازي در ايران به كوشش محمد يوسف كياني، تهران، جهاد دانشگاهي. بهنام، عيسي (1346)، «چگونه معبد چغازنبيل كشف شد»، هنر و مردم، ش 65. عبدي، كاميار (1373)، «صدوسي سال حفاري شوش»، مجله ميراث فرهنگي، ش 12. كردواني، محمود (1349)، «زيگورات چغازنبيل»، بررسيهاي تاريخي، ش 2. گيرشمن، رومن (1339)، «پرستشگاه چغازنبيل»، ترجمه جمال الدين فروهري، مجله سخن، دوره 11. مجيدزاد، يوسف (1370)، تاريخ و تمدن ايلام، تهران، مركز نشر دانشگاهي. نگهبان، عزت الله (1365)، «شهر و شهرسازي از هزاره چهارم تا هزاره اول ق.م»، در نظري اجمالي به شهرنشيني و شهرسازي در ايران، به كوشش محمد يوسف كياني، تهران، جهاد دانشگاهي. نگهبان، عزت الله (1376)، مروري بر پنجاه سال باستان شناسي ايران، تهران، سازمان ميراث فرهنگي كشور. هينتز، والتر (1371)، دنياي گمشده ايلام، ترجمه فيروز، فيروزنيا، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي. Auberson, p, Appendix ii,1966, Tchoga Zanbil, ed, R Ghrishman, Paris. Carter, Elizabeth (1992), Choga zanbil, Iranica, vol, vi. New yoyrk. Chrishman. R. 1966. Tchoga Zanbil, Paris. |
در این وبلاگ سعی شده مطالبی در خور علاقمندان به آثار و بناهای تاریخی و همچنین اطلاعاتی درباره مرمت ارائه گردد به امید استفاده ی علاقمندان.